زندگی خود را طراحی کنید!(معجزه قرن بیست‌و یکم)

زندگی خود را طراحی کنید!
چکیده مقاله: جعفرصادق پیران مدیریت فردی ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ بدون دیدگاه 202 بازدید تاریخ به روز رسانی:۱۳۹۷/۱۲/۱۹
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (۶ votes, average: ۵.۰۰ out of ۵)
Loading...

زندگی خود را طراحی کنید ، موضوعی است که در هر سن و سالی باید به آن نگاهی عمیق بیاندازید. دقیقا چنین امکانی برای هر فردی مخصوصا اگر در دوران نوجوانی و جوانی اتفاق بیافتد. می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای در رسیدن ما به آن چیزهایی که در زندگی انتظار داریم؛ یا از ما انتظار دارند، جامه …

زندگی خود را طراحی کنید ، موضوعی است که در هر سن و سالی باید به آن نگاهی عمیق بیاندازید. دقیقا چنین امکانی برای هر فردی مخصوصا اگر در دوران نوجوانی و جوانی اتفاق بیافتد. می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای در رسیدن ما به آن چیزهایی که در زندگی انتظار داریم؛ یا از ما انتظار دارند، جامه عمل بپوشانیم. هنگامی به نوشتن این مقاله تصمیم گرفتم، بارها سوال‌های زیادی در ذهنم تداعی شد. آیا این امکان وجود دارد که همه بتوانند زندگی خود را از دوران حدقل دبیرستان و دانشگاه طراحی کنند.

چرا که اگر هر فردی بتواند زندگی خود را طراحی کند؛ واقعا اتفاقات شگرفی می‌تواند در زندگی آن فرد اتفاق بیافتد. ما از دیدن نقاشی طبیعت، منظره به وجد می‌آییم. برای ساختن خانه و ویلای خود هزاران بار نقشه‌های مختلف می‌چینیم تا یک طرح معماری متفاوتی را خلق کنیم! یا برای خرید یک خودرو، موبایل و لپ‌تاپ ساعت‌ها وقت می‌گذاریم، اطلاعات مختلف را از اینترنت، یا از کسانی که در این زمینه‌ها مشاوره می‌دهند. مشاوره می‌گیریم.

 

می‌خواهم برگردم، به چندین سال پیش که خودم هم یک سر داشتم و هزار سودا. اما وقتی که به جزییات بیشتر و دقیق‌تر می‌نگرم؛ می‌بینم که این فرآیند در زندگی ما ایرانی‌ها به یک روال تبدیل شده است. هر کس با علم داشته و نداشته‌اش نسخه‌ای برای دیگری می‌پیچد. اما من الان چنین قصد و نیتی ندارم؛ فقط می‌خواهم به مهم‌ترین چالش آخر سالی که می‌تواند باشد بیشتر توجه کنیم. همین سالی که گذشت را در نظر آورید؛ چه اتفاقی برای کسب و کارتان، زندگی‌تان، شرایط مالی، روحی و جسمی‌تان رخ داده است.

آیا از قبل برایش‌ برنامه‌ای چیده بودید یا نه منتظر تصمیم‌ها و شرایط محیطی بودید.قطعا من قصد ندارم به عواملی بپردازم که در این مقاله زندگی خود را طراحی کنید جایگاهی ندارند، خارج از کنترل من و شما هستند. شاید گرانی، از دست‌ دادن عزیزان، ترک تحصیل، ورشکست شدن، بیماری، افسردگی، تصادف کردن، کاهش ارزش پول و نقدینگی، طلاق عاطفی و عینی، چنین مواردی برای هر فردی در هر نقطه از کره خاکی اتفاق بیافتد.

 

بر عکس ممکن است چنین رخدادهای خوبی برای‌تان رخ داده باشد مثل:

  • ازدواج کردن
  • راه‌اندازی کسب و کار خودتان
  • خرید خودرو بهتر
  • مسافرت خارج و داخل کشور
  • یافتن دوستی که سال‌ها منتظرش بودید!
  • خرید خانه دلخواه یا تعویض خانه کوچک و نقلی‌تان
  • سود زیاد از یک رویدادی که شما به موقع تشخیص دادید!
  • آشنا شدن و شریک با کسانی که توانمندتر از شما هستند!
  • قبولی در رشته مورد دلخواه‌تان
  • و هزاران اتفاق خوب دیگر

واقعا تا به حال از خودتان پرسیدید که دلایل شکست در کار و زندگی امسال‌تان به چه دلایلی بوده است! آیا دیگران، شرایط مالی و اقتصادی کشور ، یا شریک نامناسب و … دلیل اصلی این فروپاشی است؟

 

زندگی خود را طراحی کنید

 

در قدم بعدی در همین امسال چه موفقیت‌هایی کسب نمودید در همین شرایط فعلی با هزاران مشکل؟

معمولا ما در اتفاقات و رویدادهایی که انتظارش را نداشتیم همه را به دیگران و دلایل بیرونی به غیر از خودمان تخصیص می‌دهیم. اما در رویدادهای موفقیت در هر کسب و کاری و هر بخشی از زندگی تنها عامل موفقیت را خودمان می‌دانیم! اما واقعا چطوری می‌توانید زندگی خود را طراحی کنید، این سوالی بود که نه ماه به دنبال پاسخ‌هایی برای آن بودم، که نتیجه آن هم بعد از مدتی به صورت کتاب خدمت‌تان ارایه خواهد شد.

اما هدف از نوشتن این مطلب در حقیقت پرده‌برداری از حقیقتی است که جلوی چشم‌مان هست؛ ولی با کمال ناباوری نمی‌بینیم. مثلا افرادی هستند که به واسطه توصیه مشاوره‌های گوناگونی که دانسته یا ندانسته از طرف خانواده، دوستان و جامعه به ما تحمیل می‌شود. رشته تحصیلی، همسر، کسب و کار و کارمندی را برمی‌گزینیم. در ابتدای مسیر همه چیز خوش و بلبل هست، هر از گاهی صداهای درونی را می‌شنویم که زمزمه می‌کند؛ این نجواهای درونی رفته رفته شدت می‌گیرد، به صورت‌های مختلفی در زندگی بروز می‌کند.

 

برخی از اتفاقات که ممکن است برای شما هم آشنا باشد:

  • ممکن است فردی، کابوس ببینید.
  • یکی وزنش به دلیل بی‌انگیزگی افزایش یابد.
  • دل و دماغ بیرون رفتن و گشت زدن نداشته باشید.
  • حوصله عزیزترین افراد و دور و بری‌ها را نداشته باشید.
  • پول خوبی به دست می‌آورید ولی از انجام کار لذت نمی‌برید.
  • بعد از سال‌ها تحصیل می‌بینید که هیچ موفقیت و درخشش خاصی به دست نمی‌آورید.
  • از خودتان، همسرتان و خیلی چیزها ناراضی هستید.
  • سفرهای کوتاه و بلند دیگه مثل سابق برای‌تان جذاب نیست.
  • در روزمرگی افتادید، از صبح تا شب یک فرآیند تکراری را برای سال‌ها تکرار می‌کنید.
  • دوست دارید، یک فرد خارق‌العاده بیاید و شما را از این وضعیت در بیاورد.
  • و هزار دغدغه دیگر

اتفاق وحشتناکی که الان برای همه ما افتاده یا می‌افتد؛ همه مانند یک ماشین کامپیوتر دستورالعمل‌هایی را که نمی‌دانند، از کجا آمده را فقط اجرا می‌کنند. در این حالت فقط خرید می‌کنید، فقط می‌خورید، فقط می‌بینید، در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان حضور دارید. انگار که هر کسی از آن‌ها استفاده نکند، بزرگترین موقعیت زندگی خود را از دست داده است.

اما واقعا از خودتان پرسیدید که چرا فقط می‌خواهید در محل کارتان ساعت تند حرکت کند؛  به پایان ساعت کار برسید. بیرون بیایید، سریع برسید خانه و دوشی بگیرید، شامی میل کنید و تلویزیون هم جای خودش را به ویدیوهای آنلاین داده است. چرا ما الان همه چیز را دوست داریم، سریع‌تر همه چی طی شود. تا به حال فکر کردید که در مقابل این سرعت و روند تکراری چه داراریی با ارزشی را از دست دادیم؟

من قبلا فکر می‌کردم که ما با هوش مصنوعی، ربات‌ها، پیشرفت و تکنولوژی انسان‌ها بهتر می‌توانند زندگی کنند. در حالی که الان به تدریج دارم، می‌بینم که ما به جای فکر کردن دوست داریم، جواب همه سوال‌های‌مان را تو گوگل جستجو کنیم. برای پیدا کردن عشق‌مان آن را در اینستاگرام جستجو می‌کنیم. برای سلبریتی‌شدن و واینر شدن سر از پا نمی‌شناسیم. ببینید به هیچ عنوان مخالف طنز و شادی نیستم.

 

می‌خواهم از حقیقتی به نام برده‌داری انسان توسط کدها و ربات‌های مجازی(برده‌داری هوشمند) اشاره بکنم. همه ما قبول داریم، که هر فرآیندی و دستاوردی برای همه بشریت مفید بوده است. خصوصا که قدرت انحصاری را از سرمایه‌دارن گرفته است؛ هر فردی می‌تواند شریک تجاری یک تامین کننده باشد؛ بدون اینکه سرمایه‌ای داشته باشد. حتی افراد با سنین کمتر به دلیل پذیرش سریع فرصت را از بزرگترهای کسب و کار روبودند.

هر دو جنبه را بررسی کردم تا به هدف اصلی خودم از ارایه مقاله زندگی خود را طراحی کنید برسم. اما نمی‌دانم که این موضوع چقدر صحت دارد، بیل گیتس به فرزندان خود تا ۱۴ سالگی اجازه استفاده از گوشی‌های موبایل را نمی‌دهد. یا فرزندان خودشان را به مدارسی می‌فرستند که همه چیز به صورت دستی انجام می‌شود. حتی در این مدارس یاد می‌گیرند؛ که چطور کشاورزی کنند، چطور برای خودشان غذا پیدا کنند.

دارایی خودشان را در یک سازمانی بعد از مرگ‌شان می‌بخشند؛ به فرزندان خود ارثی نمی‌گذارند. هر سال پول و دارایی‌هایی را در آفریقا صرف می‌کنند. از شما می‌خواهم که حداقل چند دقیقه به این موضوع فکر کنید.

 

اما واقعا این‌ها چرا چنین کارهایی را انجام می‌دهند؟

  • آن‌ها چه چیزی را می‌دانند که ما نمی‌دانیم؛
  • چرا اجازه نمی‌دهند ماشین‌ها به جای فرزندان‌شان تصمیم بگیرند؟
  • چرا ثروت‌شان را می‌بخشند؟
  • چرا اجازه استفاده از گوشی را به فرزندان‌شان نمی‌دهند؟
  • چرا چنین تصمیم‌هایی را اتخاذ می‌کنند؟
  • آیا فرمول خاصی هست که ما از آن بی‌خبریم؟

دوست دارم که برای اینکه بتوانید زندگی خود را طراحی کنید، حتما به این چند سوال فکر کنید و نظرتان را هم در بخش نظرات برایم ارسال نمایید.

 

چرخه زندگی خود را طراحی کنید

 

یک سوال دیگر، آیا انسان می‌تواند در همه ابعاد زندگی موفقیت همراه با رضایت درونی کسب نماید؟

اما چیزی که بعد از سال‌ها به آن رسیدم، انسان یک موجود تک بعدی نیست که بتواند فقط با کسب یکی از این ابعاد ثروت مالی، سلامتی، تناسب اندام، همسر و فرزندان عالی، شریک تجاری خوب، کسب و کار پول‌ساز بتواند رضایت درونی بیشتری از زندگی داشته باشد. اگر یک مقدار در زندگی اطرافیان خودتان دقیق شوید، یا از نزدیک آشنا باشید. ممکن است افرادی از نظر ثروت هیچ نقصی در زندگی‌شان نداشته باشد؛ ولی خودش را فرد موفقی نمی‌داند. بارها می‌شنویم که در خلوت خودشان همیشه نگران هستند.

اما تعریف موفقیت از نظر من، این است که شما زمانی احساس موفقیت و رضایت خاطر دارید، که به پکیجی از ابعاد مختلفی انسانی تحت عنوان چرخه زندگی دسترسی داشته باشید. پس این که ما تمامی تمرکز خود را روی یک جنبه از بعد زندگی انسان صرف کنیم؛ در واقع از سایر ابعاد مادی و معنوی دور خواهیم ماند.

بزگترین معضل ما در کسب موفقیت، نداشتن تمرکز بر روی کارهای با اولویت اول هست. اما در حالی که افراد موفق تنها روی چند کار مهم که تعدادشان بیشتر از ۳ تا ۵ نیست، تمر کز می‌کنند. چرخه زندگی خوبی را که در همه ابعاد رشد کنند، را طراحی می‌کنند.

 

عدم تمرکز

 

این تصویر گویای خیلی از کارهای ما در طول روز، هفته، ماه و سال است. تمرکز ما بر روی کارهای مختلف خیلی کم هست اما کارهای زیادی را هدف قرار می‌دهیم. دلیل اصلی آن هم به سرعت بیشتر در دستیابی به اهداف بیشتر مالی بر‌می‌گردد. خیلی دوست داریم که همه چیز سریع اتفاق بیافتد، بدون اینکه از مسیر حرکت‌مان لذت ببریم. بعضی افراد متاسفانه در یک بعد از زندگی واقعا دستاوردهای چشمگیری را کسب می‌نمایند. ولی هیچ رضایت درونی از زندگی و کارشان ندارند، دیگر درآمد و زندگی لوکس برای‌شان لذت بخش نیست.

اما تعریف سواد و آگاهی از نگاه یونسکو را بررسی کنیم!

تعریف سواد در حقیقت همان مهارت‌هایی است که باید هر شخصی نسبت آن آگاه و تسلط یابد. یونسکو بارها این تعریف را از ابتدا تا به حال تغییر داده است. اما برداشتی که از آخرین تعریف باسواد می‌توان داشت، شخصی است که توانایی تغییر زندگی خود را با استفاده از اطلاعاتی که دارد یا به دیت می‌آورد را داشته باشد. یعنی تغییر در زندگی بر اساس دانسته‌ها و راهکارهای دست یابی به آن را بتوانیم ایجاد نماییم:

اولین تعریف

توانایی خواندن و نوشتن

اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب است که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

دومین تعریف

آشنایی به رایانه و یک زبان خارجی

در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دیگری از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد.

سومین تعریف

سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. 

اما واقعا این‌ها مهارت‌ها و سواد چه چیزهایی هستند؟

  • سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
  • سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
  • سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.
  • سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
  • سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
  • سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.
  • سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.
  • سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
  • سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.
  • سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
  • سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
  • سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت ها تغییر رویه می داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت های فوق نکرده است.

جدید ترین تعریف

علم با عمل معنا می‌شود.

در تعریف جدید یونسکو، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است؛ یعنی شخصی با سواد تلقی می‌شود که بتواند با استفاده از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت‍‌ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.

چرا سوادمان باعث تغییر در زندگی مان نمی شود؟

جالب است بدانید که یادگیری در علم روان شناسی، به صورت ایجاد تغییر پایدار در رفتار تعریف می شود. پس ایجاد تغییر در رفتار، مهم ترین مولفه با سواد بودن است. اما خیلی از ما، اطلاعات خوب و مورد نیاز را داریم؛ اما تاثیری در زندگی عملی ما ندارند. چرا؟

به طور مثال، چرا بیشتر افراد با علم به این که رانندگی خطرناک می تواند موجب مرگ شود، اما باز هم به قوانین راهنمایی و رانندگی عمل نمی کنند؟

تفاوت دانش با اطلاعات

باید بین دانش و خرد با اطلاعات تفاوت قایل شویم. همان‌طور که می‌دانید داده، ورود مطالب به ذهن است. هنگامی که آنها را طبقه بندی، دسته بندی، تفسیرو به آنها معنا بدهیم، در این مرحله به اطلاعات رسیده‌ایم. اما دانش زمانی ایجاد می شود که اطلاعات تجزیه و تحلیل شود، با اطلاعات و دانش قبلی تلفیق و تبدیل به دانش تازه‌ای شود. ایجاد ارتباط با دانش قبلی یک بخش حیاتی در فرایند تبدیل اطلاعات به دانش است.

از ترکیب دانش و تجربه، خرد ایجاد می شود. در این صورت است که برخی از افراد در رشته تخصصی خود خردمند محسوب می شوند. اما سیستم آموزشی ما، چه مدرسه چه دانشگاه، صرفا بر یادگیری و حفظ داده ها و اطلاعات تاکید دارد. هیچ آموزشی برای تبدیل این اطلاعات به دانش ارائه نمی شود.

اطلاعات ریاضی، فیزیک، روان شناسی وغیره وارد ذهن ما شده‌اند، اما تبدیل به دانش نشده‌اند؛ پس فکر می‌کنیم که همان دو کتابی که درباره روان شناسی خوانده‌ایم ما را تبدیل به روان شناس کرده است. اما دانش تشخیص مشکلات خود را نداریم. این دانش و خرد، تکرار یک سری مشکلات در زندگی احتمالا به علت رفتار نادرست خود ما است، نه این که تمام انسان‌هایی که با آن ها برخورد می‌کنیم، انسان های بدی هستند.

راهکارهای بهبود زندگی بر اساس دانسته هایمان

چگونه باید بر اساس دانسته‌ها تغییر ایجاد کرد؟

اولین قدم برای ایجاد تغییر؛ درک عمیق، تجزیه و تحلیل دانسته‌ها است چه این اطلاعات ناشی از تجربه یا آموزش رسمی باشند. تجزیه و تحلیل اطلاعات منجر به بررسی موضوع از زوایای گوناگون می‌شود. سپس باید نتیجه این فرایند را در بقیه اطلاعات ادغام کنیم.

وقتی از نظر مالی آخر ماه دچار مشکل می‌شویم؛ از سوی دیگری تو اینرتنت جستجو می‌کنیم، می‌بینیم که مهارتی به نام هوش یا مدیریت مالی وجود دارد؛ که در ذهن خودمان این دو را به هم ربط می‌دهیم. در نهایت به این نتیجه باید برسیم که احتمالا مشکل من در نبود مدیریت صحیح دارایی‌ها و منابع مالی است. در این مرحله ما آمادگی یادگیری و ایجاد تغییر در آن بعد مالی زندگی را خواهیم داشت.

در این میان، بسیاری از ما هیچ گاه خود را مقصر نمی‌دانیم؛ در هر موضوعی شرایط، اجتماع و دیگران را مسبب اصلی شکست‌ها و مشکلات خود می دانیم.

این افراد هیچ گاه تغییر را تجربه نخواهند کرد؛ زیرا شرط اول تغییر، قبول نامساعد بودن شرایط فعلی است. هرگاه توانستیم، بپذیریم که در رفتار و سبک زندگی من مشکلی وجود دارد؛ آن گاه امکان تغییر هست. تا زمانی که خود را عاری از اشتباه بدانیم، هیچ تغییری در زندگی و نتایج ما رخ نخواهد داد.

تغییر، بدون تغییر من معنا ندارد.

افرادی که خود را همه چیزدان می دانند، هرگز تغییر نخواهند کرد. اولین شرط کافی برای تغییرپذیرش این اصل است که حتی کودکان، فقرا، افراد زیر دست ما ودیگران، چیزی برای یاد دادن به من دارند. وقتی چنین تصوری را از خودمان داریم، که دلیل اصلی این معضل در رفتار ما از کمبود عزت نفس و عقده حقارت ناشی می‌شود.

یعنی در واقع باید برای تغییر بپذیریم که ما هم مثل هر فرد دیگری انسان کامل نیستیم. پس نیاز به مشورت و استفاده از تجربه‌های دیگران داریم.

مورد دیگر بازسنجی عقاید، باورها و اصول خود با شرایط  و وضعیت جدید اجتماعی است. هر چند وقت یک بار باید باورهای خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم.

با توجه به تجارب چند سال اخیر، آیا هنوز این باورها کارآمد هستند یا خیر. موضوع مهمی که همه باید به ان توجه نماییم این است که اگر خواهان تغییر یک رفتار و عادت در کلیت جامعه هستیم، اول از همه آن تغییر را باید از خود شروع کنیم.

الان چیزی که باید به آن توجه نمایید؛اهمیتی ندارد که

  • چه کسی بوده­ اید و کجا هستید
  • قبلا برای زندگی خود چه­ کار کرده­‌اید یا نکرده‌اید
  • چقدر جوان یا پیر هستید،
  • فقیر و ندار هستید،
  • دانش و اطلاعات ندارید،
  • مهارت خاصی ندارید،
  • ثروت کمی دارید،
  • زبان خارجی بلدید یا نه
  • کامپیوتر بلدید یا نه
  • ورشکست هستید یا نه
  • طلاق گرفتید یا نه
  • عزیزان‌تون را از دست دادید یا نه
  • چاق هستید یا لاغر

اولین قدم این است که با هر نقص و عیبی که دارید خودتان را با این شرایط بپذیرید و تلاش کنید که خودتان را دوست بدارید حتی اگر ناتوانی جسمی دارید. چرا که شما می‌توانید شگفت‌انگیزترین تکنولوژی‌ها، محصولات و فضاها را به وجود آورید تا حرفه شغلی و زندگی خود را طراحی نمایید. زندگی که موفقیت­‌آمیز و لذت­‌بخش باشد، و دائماً در آن خلاقیت و بهره­‌وری موجود است.

اما یک نکته مهم بعد از هر شکستی که در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، نباید داغدار شدن و عزاداری را حذف کنید. یعنی اگر این بغض‌ها را در خودتان روی هم انباشته کنید، در آینده یکجا این فروپاشی و انحطاط برای‌تان رخ خواهد داد. پس این مرحله را هیچ وقت حذف نکنید، اما براش یک چارچوبی را تعیین نمایید که بیشتر از آن زمان  نپردازید.

اما در قدم  دوم باید مسیریابی درستی را برای یک بازه زمانی مشخص ۵ تا ۱۰ سال را با استفاده از دانش حاصل شده از اطلاعات جدید و قدیم بتوانید ترسیم نمایید. یعنی بر آن اساس بتوانید میزان پیشرفت خودتان را بسنجید. البته این نکته مهم را فراموش نکنید که ذهن شما بر چیزی که تمرکز دارد فقط آن را موفقیت می‌داند اما این از نظر من کاملا اشتباه هست.

چرا که اگر هدف مون قبولی در رشته مورد نظر در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا است. اما یک سری ملزوماتی همانند داشتن مدرک آیلتس با نمره ۶.۵ است. برای کسب این مهارت شما در مدت مشخصی سعی می‌کنید؛ آن را با شرکت در دوره‌های مربوطه و مرور اطلاعات خودتان نمره مد نظر را کسب نمایید. بعد از کسب آن شما در آزمون سراسری کارشناسی ارشد شرکت می‌کنید. 

اگر شما در این مرحله نتوانید در آزمون پذیرفته شوید. چون هدف اصلی قبولی در آن بود، شما احساس شکست می‌کنید. در حالی که شما به واسطه همین آزمون توانستید در آزمون آیلتس موفقیت مناسبی را کسب کنید. اما ما هیچ وقت آن را نمی‌بینیم. سوگیری ذهن تلاشی است که ما را منجر به سردرگمی و عدم مسیریابی درست می‌نماید.

در مرحله سوم انتخاب یا ساخت راهی برای رسیدن به آن چشم‌انداز تعیین شده است که پیشنهاد می‌کنم با کمک گرفتن از مشاوران در هر حوزه‌ای آن را به درستی تعیین نمایید. هر چند در بیشتر موارد درستی برای کارهایی است که قبلا آزمون خود را پس دادند.

اما در خیلی از موارد و برای موفقیت‌های بزرگ ما نیاز به ساخت راه‌های جدید هستیم. البته با بررسی موفقیت افراد در داخل ایران و خارج از ایران به این موضوع دارم بیشتر پی می‌برم که دستاوردهای جدید حاصل انتخاب هوشمندانه و تلفیق روش‌های مختلف ایده‌پردازی هست.

تا اینجا مشخص می‌شود، که واقعا ابعاد مختلف زندگی ما هم قابلیت طراحی را دارد. پس شما تنها فردی هستید که باید زندگی خود را طراحی کنید. در هر مرحله شما تاکتیک‌ها را برای طی کردن هر گام طراحی و با قابلیت انعطاف‌پذیری آن را به نتها می‌رسانید. البته در این میان خیلی از افراد در یک مرحله و گام در تله می‌افتند، شما نمی‌توانید به طور یقین همه موارد را پیش بینی نمایید. 

این تله منجر به برگشت خیلی از ما به قدم‌ اول و از بین رفتن کل ایده می‌شود. چیزی که باید به آن باید یقین داشته باشید، این است که شما در هر مقطع صد در صد مشکلاتی خواهید داشت. اما در خیلی از موارد به جای باخت روحیه باید به دنبال راه‌حلی برای حل آن باشید.

نه اینکه آن مساله را به فازهای بعدی انتقال دهید. یعنی بزرگترین شکست‌ها به این نکته مرتبط هست که ما یک مساله را و مشکل را به موقع حل نمی‌کنیم؛ همین طور آن‌ها را به فازهای بعدی با امیدهای واهی انتقال می‌دهیم. این مرحله نشتی است که باید حتما برای رفع آن چاره‌ای بیاندیشید.

 

مهارتهای دوره زندگی خود را طراحی کنید

 

همان‌طور که در بالا اشاره نمودم برای هر بعد از زندگی‌تان باید بتوانید همزمان و به تدریج آن‌ها را رشد دهید. اما در ابتدا شاید چندان پیشرفتی در هر کدام از آن‌ها نداشته باشید. اما باید حتما به آن‌ها هم توجه نمایید. مثل اگر نقش پدری، همسری را در کنار مشکلات مالی باید داشته باشید. حتما با آن‌ها در مورد مشکلات‌تان صحبت کنید ولی نباید از نقش‌های‌تان غافل شوید هر چند کم‌رنگ باید به آن‌ها توجه نمایید.

دلیل اهمیت رعایت این نکته برمی‌گردد به این موضوع که انسان اگر سایر ابعاد زندگی به اندازه کافی شارژ شود. یعنی شما در کنار ثروت، سلامتی و موفقیتی که به دست می‌آورید، به همان اندازه هم باید به سایر جنبه‌های زندگی‌تان اهمیت دهید. این مرحله عنوانش آتشفشان انرژی است که باید برای رسیدن به حالت تعادل روحی و جسمی باید به خوبی در زندگی خود طراحی کنید.

اما ما برای اینکه‌ بتوانیم در هر مرحله ابعاد درست زندگی خود را طراحی کنیم. باید برای هر مقطع یک نمونه آماده از قبل طراحی کنیم تا در نهایت برآیند کارها شبیه آن مدل شود، تا رضایت خاطر ما را تا حدودی جلب نمایند. اما اگر نیاز به ترمیم یا تکمیل آن مدل داشتیم؛ می‌توانیم آن‌ها را ارتقا دهیم، تا کارآیی مناسبی را بتوانیم خلق کنیم. اما یک نکته مهمی که باید در این مرحله حواس‌تان باشد، ساخت مدل کوچک بر اساس مدل چشم‌اندازتان باشد که در واقع تکمیل کننده آن هست.

مرحله بیکاری هوشمندانه را هم در زندگی خود طراحی کنید باید بگنجانید. در این مرحله نباید به پروژه زندگی و اهدافی که دارید نگاهی بیاندازید. یعنی انگار شخص دیگری هستید که اهداف دیگری را نیز در زندگی می‌تواند دنبال نماید. پس برای انکه قوه خلاقیت و نوآوری شما همیشه به روز شود و به نسخه جدید ارتقا یابد حتما باید این مرحله را در مدل خود پیش‌بینی نمایید.

البته شما چه در جایگاه یک کارمند یا کارآفرین یا مادر و پدر یا پسر و دختر متناسب با سن، جایگاه، موقعیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مالی باید زندگی مختص خودتان را طراحی نمایید. اما در برخی موارد هم ما برای اتخاذ یک تصمیم نیازمند دریافت نظرات آن‌ها و اعمال در این پروژه هستیم. پس در اینجا یک مرحله دیگر تعادل سازی خواسته‌ها است که باید آن را هم در این پروژه در نظر بگیرید.
بخش دیگری که در زندگی ما باز باید طراحی شود؛ طراحی شغلی یک فرآیند پیچیده است. البته باید در دوران نوجوانی باید همه گرایش‌های افراد را به همراه مشاوره‌های اصولی به غیر از تجویز ناآگاهانه والدین و دوستان بتوانیم تشخیص دهیم. اما درک هویت شغلی که باید چه ویژگی‌های داشته باشیم را هم باید هم بشناسیم. که البته در کتاب زندگی خود را طراحی کنید با جزییات بیشتری آن را برای شما رونمایی خواهم کرد.

باز در شغل کارآفرینی هم به نسبت ویژگی‌های کشفی و تحلیل شده با گرایش‌های خودمان آن را متناسب سازیم که تکمیل این روند ساختار مختص به خود را دارد. یعنی تا مرحله نوجوانی افراد در کنار تحصیل باید شروع به کسب تجربیات مختلف از شغل‌های مختلف را داشته باشند. بنابراین مرحله طراحی شغل یکی از ضروریات در زندگی خود را طراحی کنید است. البته بازی‌ها در این میان نقش پر رنگی را ایفا خواهند کرد.

البته در هر سن و سالی که هستیم باید این چکاپ را حتما از فرآیند شغلی خود انجام دهیم که فقط در دوره‌ای که به همین منظور طراحی شده است انجام خواهد شد. یعنی داده‌های شناختی به ما در این مسیر کمک می‌کنند که این فرآیندها را اختصاصی‌تر برای افراد مختلف، دانشجویان، کارمندان، زنان هم می‌توانیم آن را طراحی کنیم. در این میان مقیاس‌ها و شاخص‌های دیگری هم مثل شادی، هیجان، اظطراب و غرق شدن در کار وجود دارد که آن‌ها در این تست لحاظ خواهد شد.

زندگی ایده‌آل به نظرم اصلا وجود ندارد چرا که ما بعد از طی نمودن یک فاز می‌بینیم که فازهای دیگری را هم دوست داریم در زندگی تجربه نماییم. همان‌طور که شاید محصول یک کسب و کار در زمان خودش بهترین نوع خودش باشد. اما بعد از مدتی آن محصول پرفروش از بازار رخت خواهد بست. به طور حتم هم در طراحی زندگی خود ایده‌ال ما نسبی هست و برای هر فاز مناسب خواهد بود.

اما چطور مسیر حرکت‌مان را طوری طراحی کنیم که شکست‌ها نابودگر کل داشته‌های ما نشود. نه تنها این فروپاشی را در زندگی شخصی تجربه نکنیم، بلکه در کسب و کار هم باید چنین استراتژی‌هایی را داشته باشیم. خوب مسلما خیلی از افراد فقط در مسیر خود فکر می‌کنند حتی در رانندگی ما می‌توانیم تمامی موارد را پیش‌بینی کنم.

مثلا شما در هنگام عبور از یک جاده کوهستانی ممکن است ریزش تخته سنگ‌ها را شاهد باشیم. اما ما نمی‌توانیم چنین مواردی را دقیق پیش‌بینی کنیم. اما ما در این مواقع بر می‌گردیم از یک جاده دیگر شاید یک مقدار هم طولانی باشد. راه‌مان را ادامه می‌دهیم پس شناخت جوانب مختلف سفر و کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌تواند ما را بهتر کمک نماید.

اما من یک مرحله دیگری هم برای پیش‌بینی این موانع طراحی کردم که اسمش را خروج اظطراری کوتاه و بلندمدت گذاشتم که چیزی شبیه به این مثالی بود که خدمت‌تان عرض کردم. معیارها و نشانه‌های بسیاری وجود دارد که بدانید در این مسیر هستیدیا نه. این‌که منتظر باشید در مسیر طراحی زندگی به نقطه‌ای خواهید رسید و بگویید که این همان مقصدی بود که می‌خواستم انتظاری نابجا و بی مورد است.

زندگی فراتر از چک حقوق و عملکرد کاری است. همه ما باید بدانیم که برای کسی مهم هستیم. همه ما باید بدانیم که کار ما به پیشرفت دنیا کمک می کند. همه ما می خواهیم بدانیم که به بهترین وجه ممکن، با بیشترین هدف و معنای ممکن، عشق می ورزیم و زندگی می کنیم و این که ما با لذت این کار را انجام می دهیم.

شما برنامه های مهمی برای اجرا دارید؛ شما انتخاب هایی برای انجام دارید؛ و زمانی که آن را انجام بدهید زندگی شما کاملا با قبل متفاوت خواهد شد. در این معنا طراحی جدید شما جایگزین طراحی قدیمی شما می شود – و این تغییر به راستی کار بزرگی است. شما می توانید آن را واقعا حس کنید.

البته هدف آن بیشتر رسیدن به یک نقطه ای است که نمی‌توان گفت از قبل انتظارش را داشتید. چرا که ما در طول چرخه زندگی کودکی تا جوانی بارها تصمیم گرفتیم، خلبان، وکیل، پزشک، استاد و مهندس بشویم ولی در نهایت آن انتظارمان برآورد نشد. چیزی که واقعا وجود دارد عدم وابستگی به یک شغل و حیطه است. چرا که زندگی ما همیشه در حال رشد و تغییر است. همه این هدف‌های کاملا مبهم و پیچیده‌ای است. اما چیزی که می‌خواهم به آن اشاره کنم این هست که شما باید در زندگی خود مسیری رو به جلو با تاکتیک‌های انعطاف پذیر طراحی نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود مدیران آینده

جعفرصادق پیران
جعفرصادق پیران
  • مدیر و موسس مدیر آینده
  • مشاور راه اندازی وب سایت های خبری، شرکتی، آموزشی، فروشگاهی بر پایه وردپرس و PHP
  • مدرس دوره های طراحی سایت و راه اندازی کسب و کار آنلاین
  • مشاور مدیریت و رهبری کسب و کار، برندینگ، بازاریابی و تبلیغات اینترنتی و آفلاین
  • طراحی قالب های اختصاصی وردپرسی و CMS اختصاصی
  • مشاور سئو و بهینه سازی وب سایت
  • مشاور طراحی کمپین های تبلیغاتی
  • برگزاری وبینار و دوره های آنلاین
  • برگزاری تخصصی دوره های حضوری کوتاه مدت و بلند مدت راه اندازی، توسعه کسب و کار از استخدام تا هک رشد کسب و کار

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع مدیران آینده بپیوندید

آیا می‏‌دانید که هر چه سریعتر باید کسب و کارتان را به بازار گسترده و بکر اینترنت مرتبط سازید؟

آیا می‌دانید چگونه کسب و کار خود را به مخاطبان راغب زیاد آنلاین معرفی کنید! محصول، کالا و خدمت خود را اینترنتی به فروش برسانید؟

جعفرصادق پیران

داستان شکل گیری مدیر آینده

معتقدم خیلی از مدیران کسب و کارها در هر سطح فعالیتی محصول، خدمت و کالای با ارزش و با کیفیتی را ارایه می دهند ولی نمی توانند پتانسیل و توانایی های کسب و کار خود را در جهت ایجاد اعتبار نشان دهند و من کمک می کنم شما با شناخت عملکرد مغزی و عصبی مشتریان به صورت کاملا علمی و کاربردی در هنگام خرید بتوانید اعتمادشان را جلب نمایند و در نهایت به فروش و درآمد بیشتری دست یابید! به نظرم با فقط شناخت بیشتر مشتریان بازار هدف و صداقت در گفتار و عمل به راحتی خواهید توانست فروش خود را متحول کنید!

فعالیت ما

  • ما مدیران را در جهت رشد و توسعه کسب‌و‌کارشان، با مشاوره و آموزش مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ همراهی می‌کنیم.
  • info@modireayandeh.com